بخدا دوست دارم

باورم نمیشه از اولین روز آشنایمون این همه مدت میگذره!

کمی به عقب تر بر میگردم اولین لحظه دیدارمون رو بیاد میارم اولین نگاه دوست داشتنی تو ... اولین بوسه تبدار من...یادته عزیزم روی بلندترین نقطه شهر ...

میخواستم که فقط کنارم باشی و حضورت رو احساس کنم با شادیت شاد و با غمهات غمگین باشم .

اما نه ...اینا دیگه برام کافی نیست ....دور بودنت رو تحمل نمیکنم ....میخوام برای همیشه کنارم باشی و آتشبازی چشمات فقط مال خودم باشه...

آره این خود خواهی منه اما .... بخدا دوست دارم....

 

/ 10 نظر / 14 بازدید
مریم

مــــن ...! مثــــلِ یــــک ساعــــتِ مریضــــم ... کــــــــه ... دقیــــــــق " درد " می کشــــــــم ...........!

فارغ

زیبا بود

ستاره

خدای خوب من... همیشه خجالت کشیده ام که بگویم ... بی هوای تو نفس کشیدن چقدر سخت است ... ومیبینم باز هم هوایم را داری...!! [گل][گل][گل]

محمد حامد

ﭼﺸﻢﻫﺎﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺩﺭ ﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﻲﺳﺎﺯﺩ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻴﺎﻳﻲ.

شوریده

اولین بوسه تبدار من.....بسیار زیبا بود ساناز جان[گل][گل]

رهاراد

واعظان کاین جلوه در محراب ومنبرمیکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟ بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی کاندر آنجا طینت آدم مخمر میکنند

رها

گوارايت باد ساناز عزيز اين خواستن هم حق توست كه بخواهي تمام و كمال چون تمام و كمال دوست داري عزيزمممممممممممممم

مریم

نانوشتــه هایــم بسیـارنـد... مثــل بـی قـراری هایـم... مــن سکوتـــم را فریـــاد میکِشــم آخـــر ایــن آشــوبِ درونــم مــــرا میکشــد!!!

محمد حامد

چشمانم در آسمان به جستجوی آخرین ستاره ی شب است و می روم به اوج ، کنار او ستاره ای که در سپهر آرزو یگانه تقدیر من است

ستاره

دنیای من همه جایش بارانیست.......... هرچه کمتر بدانی... کمترخیس می شوی [گل][گل][گل]