لب خاموش

انگار همین چند روز پیش بود که یکی از دوستام از جادو و سحر کلام شاعری برام حرف میزد که منو به وسوسه انداخت که یه سر به وبش بزنم و رفتن همان و ماندن همانا. آره دوستان وقتی چند تا از اشعار شوریده رو خوندم فهمیدم هنوز هم مهدی سهیلی نفس میکشه و هنوز هم فروغ زنده اس چون نفس کلام همون نفس بود.

استاد شوریده لرستانی افلاکی ( که به احترام شوریده لرستانی همشهری اش واژه لرستانی رو از جلوی اسمش برداشت) علاوه بر تبحر درسرودن اشعار عاشقانه استعداد خوبی هم در زمینه ایرانگردی و جهانگردی دارند و تاکنون بارها از مطالب و تجربیات ایشون در وبلاگها و سایت های مختلف استفاده شده مثل این وب  http://savojbolaghi.blogfa.com/post-96.aspx

البته اشعار ایشون هم که بارها بعنوان اشعار برتر شناخته شده مثل این http://shere2.com/?p=15218 و حتی برای چاپ کتاب در فراخوانی شعر مثل این یکی http://arnapub.com/page/3.htm

بعضی از دوستان هم همردیف با بزرگان از اشعار استاد شوریده در وبلاگ هاشون استفاده می کنند.ایشون چندبار بعنوان مدیر نمونه استانهای تهران و البرز انتخاب شدند و دوستان قدیمی این مطلب رو بخوبی میدونند .

و حالا این شاعر مهربون و دوست داشتنی اولین مجموعه اشعار خودش رو به سلامتی دوستان و کوری چشم بدخواهانش ( که جز روده درازی کاری دیگه بلد نیستند و اسم خودشون رو شاعر و شاعره گذاشتند!!) منتشر کرده و من فقط میتونم بگم که: دکتر شوریده عزیز ما دوستانت بهت افتخار میکنیم و خیلی دوست داریمقلبقلبقلب

http://arnapub.com/

و حالا یکی از چارپاره های استاد رو که من هرچی میخونمش سیر نمیشم به همین مناسبت میذارم تا دوستان هم لذت ببرند :

تو را می خواهم

بیا و در برِ من دلبری کن
به آیینِ خود ای شیرین‌تر از جان
به خنده‌های خود، شور و شری کن
کنار من بمان از روی احسان

زدم فریادِ غم در کوی و برزن
تو را می‌خواهم ای همواره جانان
نثار روی زیبای تو از من
دوباره، عاشقی‌های فراوان

چه نیکو! محرم رازت منم من
الا دلخوشیِ فردای من تو
خرامان، در پی نازت منم من
سراسر می‌شوی دنیای من تو

چه خون‌دل بودم از درد فراقت
من از غیر تو دل برکنده بودم
چه می‌دانی تو از آن درد و طاقت
مثال مرغکی پرکنده بودم

گذار خاطرات با تو بودن
به شب‌ها، با دل من، قصه‌ها داشت
نشد یاد تو از خاطر زدودن
نبودی و دل من غصه‌ها داشت

خوشا آن لحظه‌ای که با دلی باز
دمی بنشینی و دستت بگیرم
بگویم تا بدانی ای گل ناز
نمی‌خواهم که دور از تو بمیرم

شوریده افلاکی

/ 31 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پويا

هر دو تا وبم آپ شده خوشحال ميشم نظرتون رو بدونم/www.pooyamoradzadeh.blogfa.comاينم وب شعرم

پويا

هر دو تا وبم آپ شده نيومدينا

ستاره

حال اين روز هايم اسارت مي اورد تكيه به قايق هاي سهراب ميسپارم گفته بود به شهري ميرود كه ادم هايش دلدادگي را مشق ميكنند جسم بي جانم را به سردي دريايي ميسپارم كه شهري را خوابانده !! ميروم من هم، فقط پارو ندارم !!! [گل][گل][گل]

اسماعیل ( سروده هایی ازدل )

سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه اتفاقی وارد وبلاگتون شدم مطالب خوبی درش هست مایلم برای تبادل لینک خواستین به من هم سر بزنین خوشحال می شم همیشه سر سبز دوست عزیز [گل]

گلشن

کربلا گهوار اصغر می شود غنچه ای نشکفته پرپر می شود نوک پیکان سوی حنجر می شود خون حنجر شیر مادر می شود (گلشن

محمد حامد

خالق من «بهشتی» دارد، نزدیک، زیبا و بزرگ؛ و «دوزخی» دارد، به گمانم کوچک و بعید؛ و در پی دلیلیست که ببخشد ما را ... «دکتر علی شریعتی»

محمد حامد

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .

پویا

خواهر خوبم با یه خاطره جدید و خنده دار منتظرتونم