تولدت مبارک

هوا سرده...سرد و تاریک ....ولی نه...هاله از نور می بینم که روشنایش تا اعماق قلبم رسوخ کرده... آره مهربون امشب همون شبیه که تو به این کره خاکی پا میذاری و عزیز دل مادر و عشق پدر میشی...

انگار میدونستن که روزی شور در تو پیدا میشه و شوریده حال میشی...

امسال هر دو در کنار هم بر فراز آسمان به ثمره عشقشون نگاه میکنند و تولدت رو در کنار فرشتگان جشن می گیرند...

 

نمیدونم احساس سرشارت از کی و کجا شکوفا شد که اینگونه ویرانگری کرد...شاید تو همون موج احساسی هستی که از دل خورشید بیرون میزنه و به آتیش میکشه هر چیزی رو که سر راهش قرار مگیره حتی دلی که از فولاد آبدیده باشه !! 

مهم نیس که دل مهربونت کجا گیره ...مهم نیس که شعرات مخاطب خاص داشته باشه... و اصلا مهم نیس که چشمای قشنگت شبها با یاد کی آروم بخواب میره...مهم اینه که تو با اومدنت مهربونی اوردی و با شعرای دلنشینت به دوستات درس عشق دادی و من هر شب اونا رو مشق میکنم..

شاید خودت ندونی که هر شب میام به کلبه قشنگت ...با شعرات عشق می کنم و با احساس شاعرانه ات زندگی !! آره عزیزم دعای هر شب من اینه : خدایا از خلقتش مچکرم

تولدت مبارک رضا جان

/ 19 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز، که از شرم نبود شاد‌پیغامی، میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند چیزی نمی‌خواهد [گل][گل][گل]

محمد حامد

تعداد دقیق مژه هایش رامیدانم، مگرزندانی کاری جزشمردن میله های زندانش دارد ؟!

رومینا

شب را دوستـــ ــ ـ دارم …! چرا که در تاریکـــ ـی .. چهره ها مشخــــــ ـص نیست !! و هر لحظــــــــ ـه .. این امیـــــ ـد .. در درونــــــ ــم ریشه می زند …

گلشن

سلام درصفاومروه درطواف کعبه در احد در خندق در عرفات در روضه رضوان با یاد شما گشتم گلشن[گل]

ستاره

اگر بارگران بودم رفتم ... دست حق نگهدارتان [گل][گل][گل]

گلشن

ساناز لحظاتی شیرین در وبلاگ تو لذت بردم خیلی عالی ی [گل] ممنونم [گل][گل]

فارغ

تولدت مبارک رضا جان و سپاس از تو ساناز عزیز برای این همه زلالی

رها

با سلام شما رسما به جشني باشكوه به مناسبتي بسيار باشكوه‌تر در وبلاگ دلتنگي‌هاي من دعوت هستيد. قدومتان گلباران [گل]