بوسه یار

بوی بهار می آید و بوی یار نمی آید ، شکوفه ها شکفتند و لبخندی بر لبان من نشکفت ، دیده بوسی ها شدت میگیرد و بوسه ای بر گونه های من آرام نمیگیرد...ایکاش میشد همه این بوسه ها را بخشید و تنها یک بوسه از یار هدیه گرفت...

/ 17 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راز صبح

امروز دلتنگ دیروزی هستم که می گفتی """ فردایت را می سازم ..."""

مریم

از اینکه صدای گریه ات را فقط دیوار اتاقت می شود شاکی نباش . . . . تو ببین با دیوار چه کرده اند که حتی صدای اشکایش هم به گوش نمی رسد . .

(◡‿◡✿)تــُپــُلی شیــ✔ک

سلام عزیزم ... خوبی ؟ ممنونم ... ساله نویه شمام مبارک باشه انشاالله ... برات بهترین هارو آرزو دارم ... ممنونم از بازدیدت ... بازم بیا پیشم [گل]

همدم لحظه ها

چه زيباست درس آموختن از طبيعت وبهاري شدن .... روزگارتان همه نوروز باد... سال نو مباركگل [گل]

سیاوش

به خانه میرفت.با کیف و با کلاهی که بر هوا بود....... چیزی دزدیدی؟ مادرش پرسید... دعوا کردی باز؟پدرش پرسید.... و برادش کیفش را زیر و رو میکرد به دنبال آن چیز که در دل پنهان کرده بود..... . . . تنها مادربزرگش دید، گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش

فائزه

سلام ساناز جون ممنونم برای حضورتون عید برشما مبارک موفق و سربلند باشین [گل][لبخند]

sahar

سلام.منم سال نورو بهت تبریک میگم. [گل]

آرزوی

سلام دوست عزیز ممنون که سرزدید/امیدوارم سال نوآغاز اندیشه های نوباشد حضوراساتیدمحترم رابه فال نیک گرفته وبه استقبال این شاه بیت شیخ اجل حافظ می روم حضورخلوت انس است ودوستان جمعند وان یکادبخوانیدودرفرازکنید[گل]

ن . م

ساناز جان وبلاگ ديگه نداري يا نداشتي ؟